مرتضى مطهرى
498
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
محيط اجتماعى - و در محيط اجتماعى هم بالخصوص شرايط اقتصادى - در نظر گرفت و بعد گفت انسان اينچنين فكر مىكند ، اينچنين آرمان دارد . از نظر اينها انسانِ مجزا شده از محيط ، چه محيط طبيعى چه محيط اجتماعى ، وجود ندارد ؛ آنچه وجود دارد انسان واقع شدهء در محيط است و انسان آنچنان فكر مىكند كه شرايط محيط به او اجازه بدهد و در واقع [ مصداق ] همان [ شعر است : ] « در پس آينه طوطى صفتم داشتهاند » منتها او مىگويد : « آنچه استاد ازل گفت بگو مىگويم » آن مىگويد : آنچه استادِ محيط گفت بگو مىگويم ، محيط طبيعى يا محيط اجتماعى . اين قهراً هرگونه پايگاه مستقل و آزاد فكرى و آرمانى را از بشر مىگيرد . ما كه قائل به اصالت عقل و انديشهايم ، براى انسان پايگاه مستقل فكرى قائل هستيم يعنى انسان يك مقامى دارد كه در آن مقام مىتواند خود را از همهء شرايط آزاد كند و بعد مستقل و محيط و حاكم بر شرايط فكر كند . اما اينها چنين مقامى و چنين اصالتى را براى انسان قائل نيستند . اگر يادتان باشد در يكى از جلسات ، مسئلهء منطق را طرح كرديم ، گفتيم اين سخن كه ذهن انسان را به آئينه تشبيه مىكنند يك تشبيه خوبى است ، از قديم همه تشبيه كردهاند ، ميرسيد شريف هم در اول كتاب كبرى مىگويد : « بدان كه آدمى را قوّتى است درّاكه ، در وى منتقش مىگردد صور اشياء چنان كه در آئينه . » از اين جهت وجه شبه ، وجه شبه درستى است . واقعاً گويى انسان با اين نيروهاى ادراكى و اين روزنههاى حسى كه دارد درست مثل يك آئينهاى است كه هرچه در بيرون هست همان را منعكس مىكند . و حتى يك وجه شبه ديگر هم در كار هست و آن اين است كه خصوصيات درونى آينه در خصوصيت عكس تأثير مىگذارد ؛ يعنى اگر آينه رنگى باشد ، آن صورتى هم كه در آن منعكس مىشود همان رنگ را به خودش مىگيرد . از اين جهت آينه مثل عينك است كه اگر انسان عينك سياه بزند اشياء را سياه مىبيند . تا يك حدى ذهن انسان هم همينطور است يعنى اگر تحت تأثير حالات و اوضاع مختلف قرار بگيرد جهان را آنچنان مىبيند كه خودش هست . آدم بد همه چيز را بد مىبيند ، آدم خوب همه چيز را خوب مىبيند . مولوى مىگويد : گر تو باشى تنگدل از ملحمه * تنگ بينى جوّ دنيا را همه چونكه برگردى و برگردد سرت * جمله را گردنده بيند منظرت آدمى دور خودش كه مىچرخد سرش به اصطلاح ما به چرخ مىآيد ، بعد دنيا را مىبيند دارد مىچرخد ، در صورتى كه دنيا نمىچرخد مغز او دوران پيدا كرده . تا اين مقدارها حرف درستى است ولى يك مسئله هست كه تفاوتهاى فوق العاده حساس عالى ميان آينه و ذهن وجود دارد . يك تفاوت كه خيلى عميق و قابل توجه است و به آن هم خيلى توجه شده اين است كه آينه فقط بيرون را در خود منعكس مىكند ، خودياب نيست . ولى انسان ، هم بيرون را مىيابد هم خود را . اگر آينهاى را بخواهيد كه خودش را نشان بدهد بايد يك آينهء ديگر را در مقابلش قرار بدهيد ولى خود يك